پیام همیاری
جوجهیی در آشیانه
گُلی در جزیره
ستارهیی در
کهکشان.
با پیشانی بلندت به جِرمی اندیشیدی
که در پوسته میرُست
تا باغچه را
به نغمه
سرشار کند
همچنان که
عصارهی خاک
از دهلیزِ
ساقه میگذشت
تا چشماندازِ
تابستانه را
به رنگی
دیگر
بیاراید
(احمد شاملو)
پیام همیاری با سیمای آزادی، پیام جوشش، نغمة رویش و
صدای خیزش یاران و زحمتشکان است که بیتاب
و بیدریغ، هرآنچه در توان داشتند نثار صدا و سیمای آزادی کردند.
«سیمای آزادی صدای کارگران، کشاورزان،
معلمان، کامیونداران، زنان و مردان، بیشمار انسانهای دربندی است که در برابر
سفاک زمانه، ندای رهایی سر میدهد، سیمای آزادی بهمثابه رود خروشانی است که با همیاری
شما هیچگاه از حرکت و تلاطم باز نایستاد و یکهتاز مبارزه علیه رژیم پلید آخوندی
بوده و هست، کانونهای شورشی برای تداوم، و به ثمر رسیدن این مبارزه همه آزادیخواهان
را به همیاری در بیست و سومین برنامه گلریزان دعوت مینمایند» از برنامه همیاری با
سیمای آزادی حمایت کرد»
آری! پیام همیاری بیشک پیام بلند اتحاد و
همکاری و صدای رسای پایداری است.
یاران آزادی اینبار هم با
ابراز پرشورترین عواطف انقلابی نسبت به مقاومت و رزم آوران آزادی، بیست و سومین
برنامة همیاری را به کارزار دیگری از تعهد و همبستگی ملی تبدیل کردند.
«...
هرچه هست سرفرازی است و بس، هرچه هست مجاهدت است وَالْمُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ
بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ مجاهدت
با مال و دارایی و در مرحله بالاتر با جان و جانبازی فَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِینَ
بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَی الْقَاعِدِینَ ، اما
فراتر از این فراتر از بحث پول و کمک مالی قلب بود و روح و عاطفه و احساس و
پوست و گوشت از آن که گفت گلریزان نبود
تیرباران آخوندها و نظامشون رو بگو
یکی گفت
که شما با عطر و گلاب و با مشک و عنبر و عود جان و قلب و مغزهای ما را شستشو میدهید
یکی گفت انسان زیستن و زندگی انسانی را بما
آموختید و یکی هم به اوج رساند و گفت که بما هویت دادید،
داشتم از همیاری و دقیقتر بگویم
ازیاران اشرف نشان در سراسر جهان میگفتم ، شگفتا
که مریم و اشرف چه کرده اند. و به یاد هموطنانی بودم که چیزی برای پرداختن و حتی دسترسی به تلفن
نداشتند فقط من و ما نبودیم که میگریستیم چه بسا که اونها هم به قول قرآن
اعینهم تفیض من الدمع با چشمانی اشکبار و
صورتی اشک گرفته راستش را بگویم گریة خندیده منم. مگر که مجاهد خلق به لبخندی از
خلقش خرسند نیست. یاران، مردم و هموطنانی که ازسر عشق نغمه سر میدادند و ساز دل رو
به این ترتیب نغمه گر میکردند. بله تا به تو پیوستم از همه بگسستم خیز و با من در
افقها سفر کن.








