۱۳۹۷ آذر ۱۵, پنجشنبه

مسعود رجوی و پیام همیاری

پیام همیاری


جوجه‌یی در آشیانه
گُلی در جزیره
ستاره‌یی در کهکشان.

 با پیشانی بلندت به جِرمی اندیشیدی
که در پوسته می‌رُست
تا باغچه را
            به نغمه
                    سرشار کند
همچنان که عصاره‌ی خاک
از دهلیزِ ساقه می‌گذشت
تا چشم‌اندازِ تابستانه را
                            به رنگی دیگر
                                            بیاراید
(احمد شاملو)

پیام همیاری با سیمای آزادی، پیام جوشش، نغمة رویش و صدای خیزش یاران و زحمتشکان است که بی‌تاب و بی‌دریغ، هرآنچه در توان داشتند نثار صدا و سیمای آزادی کردند.
هم‌چنان که دوستی در پیامی از کرمانشاه گفت:
«سیمای آزادی صدای کارگران، کشاورزان، معلمان، کامیونداران، زنان و مردان، بی‌شمار انسانهای دربندی‌ است که در برابر سفاک زمانه، ندای رهایی سر می‌دهد، سیمای آزادی به‌مثابه رود خروشانی است که با همیاری شما هیچگاه از حرکت و تلاطم باز نایستاد و یکه‌تاز مبارزه علیه رژیم پلید آخوندی بوده و هست، کانونهای شورشی برای تداوم، و به ثمر رسیدن این مبارزه همه آزادیخواهان را به همیاری در بیست و سومین برنامه گلریزان دعوت می‌نمایند» از برنامه همیاری با سیمای آزادی حمایت کرد»
آری! پیام همیاری بی‌شک پیام بلند اتحاد و همکاری و صدای رسای پایداری‌ است.
 یاران آزادی این‌بار هم با ابراز پرشورترین عواطف انقلابی نسبت به مقاومت و رزم آوران آزادی، بیست و سومین برنامة همیاری را به کارزار دیگری از تعهد و همبستگی ملی  تبدیل کردند.






سالها قبل مسعود رجوی در توصیف برنامه گلریزان همیاری گفت:
«... هرچه هست سرفرازی است و بس، هرچه هست مجاهدت است وَالْمُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ مجاهدت با مال و دارایی و در مرحله بالاتر با جان و جانبازی فَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِینَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَی الْقَاعِدِینَ ، اما فراتر از این فراتر از بحث پول و کمک مالی قلب بود و روح و عاطفه و احساس و پوست  و گوشت از آن که گفت گلریزان نبود تیرباران آخوندها و نظامشون رو بگو
یکی گفت که شما با عطر و گلاب و با مشک و عنبر و عود جان و قلب و مغزهای ما را شستشو میدهید
 یکی گفت انسان زیستن و زندگی انسانی را بما آموختید و یکی هم به اوج رساند و گفت که بما هویت دادید،
داشتم از همیاری و دقیقتر بگویم ازیاران اشرف نشان در سراسر جهان میگفتم ، شگفتا که مریم و اشرف چه کرده اند. و به یاد هموطنانی بودم که چیزی برای پرداختن و  حتی دسترسی به تلفن نداشتند فقط من و ما نبودیم که میگریستیم چه بسا که اونها هم به قول قرآن اعینهم تفیض من الدمع  با چشمانی اشکبار و صورتی اشک گرفته راستش را بگویم گریة خندیده منم. مگر که مجاهد خلق به لبخندی از خلقش خرسند نیست. یاران، مردم و هموطنانی که ازسر عشق نغمه سر میدادند و ساز دل رو به این ترتیب نغمه گر میکردند. بله تا به تو پیوستم از همه بگسستم خیز و با من در افقها سفر کن.

۱۳۹۷ آذر ۴, یکشنبه

پیام مسعود رجوی به مناسبت درگذشت غلامحسین ساعدی

صدای ساعدی



دوم آذر ۱۳۶۳ از میانمان رفت. او که تجربة زندان شاه و تنگنای شیخ را داشت، با قلم و قدمش جز شاه و شیخ را در آورد. مزدوران خمینی که خیلی تلاش کردند از او نوشته‌یی علیه مسعود رجوی و سازمان مجاهدین بگیرند تا توانستند علیهش خبر جعل کردند و نوشتند. سایت پاسداران در مطلبی با عنوان «به بهانه سالمرگ نویسنده حامی منافقین» در وصفش نوشت:
«وی در پاریس تحت تاثیر دوری از ایران و قرار گرفتن در کنار منافقین، دوباره به فعالیت‌های سیاسی روی آورد و با تصور مبارزه با جمهوری اسلامی، گاهنامه «الفبا» را راه اندازی نمود و آن را پایگاه عناصر فراری و ضد انقلاب قرار داد. همچنین مصاحبه‌های متعددی با بی بی سی و سایر رسانه های غربی علیه جمهوری اسلامی دارد. در پاریس در پی رابطه نزدیکی که با منافقین داشت تا اواخر عمرش برای نشریه «شورا» که متعلق به آنان بود مقاله می‌نوشت و در رویکرد بازگشتش به نمایشنامه‌نویسی آثاری را در دشمنی با جمهوری اسلامی پدید آورد که می‌توان به مواردی چون «اتللو در سرزمین عجایب» و «در راسته قلب بالان» اشاره کرد.» (خبرگزاری فارس ـ دوم آذر ۹۴)
خودش می‌نویسد:
«حدود ۱۳۳۹ –  ۱۳۴۰ فارغ‌التحصیل شدم. برای دیدن تخصص به تهران آمدم و رفتم قسمت روانپزشکی. مدتی در بیمارستان روزبه کار کردم. از آنجا هم ساواک یک کاری کردند که من دیگر توی دانشگاه نباشم... دلیلش هم روشن بود. من ده تا بیست تا مریض می‌بردم سرکلاس و نشان می‌دادم و... معلوم می‌شد که (علت بیماری مردم) عوامل بیرونی بوده... تا سال ۱۳۵۳که مرا گرفتند!».
در زندان طی یادداشتی برای برادرش نوشت:
«اگر مرا خفه کردند، نعره‌ من را نمی‌توانند خفه کنند. یادت باشدکه بعد از مرگ هم فریاد خواهم کشید»
مسعود رجوی در پیامی به‌مناسبت درگذشت دکتر غلام‌حسین ساعدی گفت: «شادروان دکتر ساعدی به‌عنوان یک نویسنده و هنرمند مبارز و متعهد، به‌رغم تمامی فشارهایی که از جوانب مختلف برای موضعگیری علیه مقاومت انقلابی بر او وارد می‌آمد در حمایت از مقاومت ایران پابرجا بود. به راستی او از هنرمندان و نویسندگانی بود که به قول خودش سلاح آنها همان کارشان است؛ و در جرگه رزمندگان دیگر قرار می‌گیرند».

۱۳۹۷ آذر ۲, جمعه

مسعود رجوی ـ فرمان تأسيس ميليشياي مردمي در دوم آذر ۱۳۵۸


نقطة عزيمت و سنگ‌بناي ارتش آزاديبخش ملي ايران

از فرداي ۱۳ آبان و گروگانگيري در سال ۱۳۵۸، حملات و توطئه هاي خميني براي از ميان برداشتن مجاهدين پس از كنار رفتن دولت بازرگان، بالا گرفت. مخصوصاً كه قرار بود يكماه بعد رفراندم قانون اساسي ولايت فقيه صورت بگيرد. همان رفراندمي كه مجاهدين آنرا برغم خميني و حزب توده و ملي گراهاي پوشالي، قاطعانه تحريم كردند.
راستي وقتي ديو استبداد و ولايت فقيه در زير پرده دين تنوره ميكشيد، مجاهدين چه بايد مي‌كردند؟
مسعود رجوی و فرمان تشکیل میلیشیای مردمی در ۲ آذر ۵۸
جواب در كمتر از سه هفته در يك اعلاميه سياسي-نظامي سازمان مجاهدين خلق ايران به تاريخ دوم آذر ۱۳۵۸ داده شد:
 سازمان دادن ميليشياي مردمي در شهر و روستا ولو در واحدهاي ۴-۵ نفري نظامي

فرمان تشکیل میلیشیای مردمی توسط مسعود رجوی بن‌بست‌ها را گشود و این سنگ بنای ارتش آزادیبخش ملی ایران بود.
مسعود رجوی در اول آذر ۱۳۶۰ در دومین سال تشکیل میلیشا ضمن پیامی به واحدهای مقاومت گفت:
افتخار بر شما نسل انقلاب ,نسل ايمان و مقاومت و سلاله خورشيد كه در مسير يگانگي و توحيد سلاح بر گرفته و قلب تيرگي و ارتجاع و بت پرستي را كه امروز در ميهن ما ولايت خميني ناميده ميشود, نشانه رفته ايد .مگر نه اينست كه بت عمامه دار زمان پيوسته بر آن بوده است كه خود و حكم خود را در رديف خدا و حكم خدا قرار داده و هر گونه مخالفت با پليديهاي ضدانقلابي و ضدخلقي خود را محاربه با خدا و رسول خدا وانمود كند؟ اينجاست كه بايد تأييد كنم جنگ عادلانه انقلابي شما در برابر خميني فراتر از دفاع از ميهن و انقلاب و خلق, ابعاد عقيدتي ويژه اي پيدا ميكند كه ارزش و مفهوم بسيار والاتر و فراگيرتري به تك تك خونهاي بر زمين ريخته مجاهدين ميبخشد.

۱۳۹۷ آبان ۷, دوشنبه

به یاد زری اصفهانی




یادی از زری اصفهانی که دیگر در کنارمان نیست
به یاد آن قلم  شورشی 
آن شور شیرین
و شراره‌ای که در زمستان نوشت:

 قوای اشقیاء چه میخواهند ؟  آنچه که میخواهند تنها  سر امام حسین است . زیرا بدون امام حسین لشگر اندکی که برای دفاع از انسانیت گرد آمده است ، پراکنده خواهد شد . این سر امام حسین است که همه زحمات را برای سلطنت یزید و یارانش فراهم کرده است . اگر او نبود ، اگر او زاده نشده بود چنین محشری هم برپا نبود . دربرابر ظالمان مقاومتی هم نبود ،  هیاهو و جنگ و جدالی هم نبود و این جزیره ثبات ، همچنان جزیره ثبات مانده بود ، پس همه گناهان ، همه آشوب ها ، همه دربدریها ، همه جنگ و جدال ها که نهایتش مرگ است و کشته شدن و به زندان گرفتار آمدن و گرسنه به شهادت رسیدن ، و اجازه خاموش گشتن فریاد خو د را ندادن ، همه بگردن اوست . سراو را میخواهند
و او کیست؟
 سی و چند سال است که یک نام در ایران ، چه در جبهه دوست و چه درجبهه دشمن ، نامی آشنا بوده است .
 این نام آشنای همه ایرانیان  دونسل ، مسعود رجوی است
 گزافه نیست که بگویم ، درسی و چند سال گذشته بیشترین عشق هایی که میشد نثار  یک فرد بشود ، نثار او گشته است و دربرابرش هم نفرت ها و نفرین های  بسیارا
او را آنچنان ستوده اند که نامش سوگند گشته است و خط اول وصیتامه شهدا و اورا آنچنان بدشنام گرفته اند که هیچ انسان مشهوری در جبهه اپوزیسیون در تاریخ معاصر به اندازه او مورد اتهام و دشنام و لعنت و نفرین قرار نگرفته است
و این روزها بخصوص که حملات علیه او ساعت به ساعت و روز به روز افزوده تر میگردد.  .
شاید اغراق نباشد که بگویم طوماری  به ارتفاع ده ها متر ، طومار گناهان او ست
بگذارید برای او دادگاهی تشکیل دهیم . هزاران  دادستان در این دادگاه گرد هم آیند ، اورا محاصره کنند ، انگشت های اتهامشان را برویش نشانه روند .
واورا محاکمه کنند ...
http://zariyaddastha.blogspot.com/

۱۳۹۷ مهر ۱۸, چهارشنبه

مسعود رجوی ـ پیام قلم






مسعود رجوی ـ پیام قلم


راستی! پیام قلم چیست؟
چرا سوگند به قلم؟
چرا خمینی قلم‌ها را و قدم‌ها را شکست؟
مسعود رجوی در مرداد سال ۵۸ گفت:
قلم نمادي است ازهستي، فشرده انسان، سمبل آگاهي و دوشادوش آزادي، وسيله انتقال و پراكندن آگاهي و نيز ژرفابخشيدن  وگسترش دادن به آن،
 پس پيام قلم، پيام آزادي است و حريت،
 يعني پيام انسان و تاريخ كه بايد سيري مدوام ازحيوانيت محض را به جانب مطلق آزادي و رهائي تحقق  بخشد.

مسعود رجوی در بخش دیگر از تشریح پیام قلم می‌گوید:

رسالت قلم كه پا بر سلاح به پيش مي رود همان رسالت انسان است كه در تحقق آزادی می توان آن را خلاصه كرد،
 در اين اتحاد قلم سمبل آگاهي و بينش،
 و سلاح (كه عامل اجرائي است)
مظهر خواست، اراده و عشق وشور است. 
مسعود رجوی در انتهای همین پیام نوشت:
اکنون می توان فهمید که سوگند قلم، تا چه پایه عظیم و لرزاننده است.

۱۳۹۷ شهریور ۳۱, شنبه

اولین سخنرانی مسعود رجوی در تهران



مسعود رجوی ۳۰ دی از زندان آزاد شد و ۴بهمن در دانشگاه تهران سخنرانی کرد.

مسعود رجوی پس از ۷سال زندان و داغ و شکنجه تو اولین سخنرانیش گفت:

مگر می‌شود خورشید را کشت، مگر می‌شود باد را از وزیدن بازداشت، و باران را از باریدن؟ مگر می‌شود اقیانوس را خشک کرد؟
مسعود رجوی پس از آزادی از زندان شاه
ما می‌گفتیم مگر می‌شود بهار را از آمدن بازداشت، مانع روئیدن لاله‌ها شد، مگر می‌شود ملتی را تا به ابد اسیر نگه داشت؟ نه. مگر می‌شود تا ابد خلقی را در زنجیر نگه داشت؟ نه، چرا؟ خواست خداست، اراده خلق است، سنت تاریخ است، قانون اجتماع است 
فلن تجد لسنه الله تبدیلا ولن تجد لسنه الله تحویلا میعاد خداست، میعاد تخلف ناپذیر و لایخلف المیعاد، بله سنت خداست، سیره تاریخ است، بشارت همه انبیا، پیام آوران، مصلحین و انقلابیون بزرگ جهان است که خلق پیروز می‌شود، آینده تابناک است

مسعود رجوی  که لابد می‌دونست مشتی انقلابی نمای تازه به دوران رسیده چه نقشه‌های شومی برای رسیدن به جاه و مقام در سر دارن گفت:

صبر و تحمل، شکیبایی (صبر به‌معنای انقلابیش) بلند نظری و احساس مسئولیت، نخستین وظایف و نخستین ویژگیهای یک انقلابی یا یک گروه انقلابی است. اگر این را نداریم، یا نیست و یا نمی‌توانیم کسب کنیم، بهتر است که خدا حافظی کنیم. زیرا مردم زبان حالشان این خواهد بود که "مرا به‌ خیر تو امید نیست شر مرسان". تازه اول کار است. هنوز آن‌قدر زمان هست، هنوز آن‌قدر نشیب و فراز هست و هنوز آن‌قدر شکست و پیروزی هست. برادران و خواهران، رزمندگان و مبارزین، ما سر نداده بودیم که به‌جایش زر بگیریم. مگر جانمان را برای این داده بودیم که بجایش جاه بگیریم؟ از جا برنخاسته بودیم، قیام نکرده بودیم که در جاهای بهتر و صندلیهای بهتر و مقامهای بهتری قعود کنیم.

مسعود رجوی  به همین خاطر بود که روز ۴ بهمن ۵۷ ـ یعنی ۸ روز قبل از این که خمینی بیاد ـ گفت: 

من نیامدم این‌جا که روند خود به خودی قضایا را فقط ستایش کنم، ما نیامدیم که آن چه را هست، و فقط هست، تأیید کنیم. لختی هم باید به آن اندیشید که چه چیز باید باشد، و چه چیز هم نباید باشد. آیا ما می‌خواهیم نسل ملعونی باشیم، نسل نفرین شده‌یی باشیم که فرصتها را از دست دادند… من و برادرانم نیامدیم به این دانشگاه، به این شهادتگاه، و به این زیارتگاه، که هر چه را هست، هر چه را خودبخود اتفاق می‌افتد، بی‌عیب بدانیم. زیرا آنها تنها با عمل کردن بر روی اختلافهای درونی ما، روی تعارضات حتی درونی ما، امکان پیدا می‌کنند که دستاوردهایمان را بگیرند، اختناق را تکرار کنند و آزادی را به عقب بیندازند
مسعود رجوی ـ سخنرانی در دانشگاه تهران

۱۳۹۷ شهریور ۲۹, پنجشنبه

دو اسلام سراپا متضاد از نگاه مسعود رجوی






مسعود رجوی با یاد شهیدان مجاهد:

... با الهام از عاشورا 
همه شهدامون از احمد رضایی تا آخرین خواهران و برادران همه‌اش از همون‌جا الهام گرفته. ۱۴۰۰ سال بعد از اسلام. دو تا اسلام رودروی هم صف بندی کردن.
 به چشم میبنیم. ۲تا اسلام. یه عمری ملت برای امام حسین اشک ریختن اما الان صف بندی رو مردم به چشم می‌بینن. اون طرف منتهای پلیدی و سفاکی و رذالت. از روز اول اون گفته مناففق بدتر از کافر این طرف هم گفته آهای مرتجع ریشه‌اتو درمیارم...
مسعود رجوی
جنگ کامل. هر کی با هر کی سازش کنه این دو تا با هم سازش نمیکنن.
اون تو چهره مجاهدین مرگ خودشو میبینه

دو تا جلو هم صف کشیدن. یکی باید بره بی تعارف.
 یکی باید محو بشه یکی اثبات. این صحنه است.
 کی برنده‌ است؟
در جنگ فدا ما برنده‌ایم
کی مشروعه؟
کی آینده داره و کی بی‌آینده! کی میتونه مساله حل کنه و ...
اینطوری‌ست که از توی بن بست‌ها دراومدیم
آنکس که ارزش و بهای امید و اعتماد خلق 
و آن کس که مفهوم واقعی انقلاب رو با همه تعهداتش فهمیده باشه، در چنین مقاطعی
 البته با تمسک به رهبر تاریخی‌مون سیدالشهدا می‌باید فروزان‌تر و رزمنده‌تر باشه...