یادی از زری اصفهانی که دیگر در کنارمان نیست
به یاد آن قلم شورشی
آن شور شیرین
و شرارهای که در زمستان نوشت:
قوای اشقیاء چه میخواهند ؟ آنچه که میخواهند تنها سر امام حسین است . زیرا بدون امام حسین لشگر اندکی که برای دفاع از انسانیت گرد آمده است ، پراکنده خواهد شد . این سر امام حسین است که همه زحمات را برای سلطنت یزید و یارانش فراهم کرده است . اگر او نبود ، اگر او زاده نشده بود چنین محشری هم برپا نبود . دربرابر ظالمان مقاومتی هم نبود ، هیاهو و جنگ و جدالی هم نبود و این جزیره ثبات ، همچنان جزیره ثبات مانده بود ، پس همه گناهان ، همه آشوب ها ، همه دربدریها ، همه جنگ و جدال ها که نهایتش مرگ است و کشته شدن و به زندان گرفتار آمدن و گرسنه به شهادت رسیدن ، و اجازه خاموش گشتن فریاد خو د را ندادن ، همه بگردن اوست . سراو را میخواهند
و او کیست؟
سی و چند سال است که یک نام در ایران ، چه در جبهه دوست و چه درجبهه دشمن ، نامی آشنا بوده است .
این نام آشنای همه ایرانیان دونسل ، مسعود رجوی است
گزافه نیست که بگویم ، درسی و چند سال گذشته بیشترین عشق هایی که میشد نثار یک فرد بشود ، نثار او گشته است و دربرابرش هم نفرت ها و نفرین های بسیارا
او را آنچنان ستوده اند که نامش سوگند گشته است و خط اول وصیتامه شهدا و اورا آنچنان بدشنام گرفته اند که هیچ انسان مشهوری در جبهه اپوزیسیون در تاریخ معاصر به اندازه او مورد اتهام و دشنام و لعنت و نفرین قرار نگرفته است
و این روزها بخصوص که حملات علیه او ساعت به ساعت و روز به روز افزوده تر میگردد. .
شاید اغراق نباشد که بگویم طوماری به ارتفاع ده ها متر ، طومار گناهان او ست
بگذارید برای او دادگاهی تشکیل دهیم . هزاران دادستان در این دادگاه گرد هم آیند ، اورا محاصره کنند ، انگشت های اتهامشان را برویش نشانه روند .
واورا محاکمه کنند ...
http://zariyaddastha.blogspot.com/
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر