۱۳۹۷ شهریور ۲۴, شنبه

مسعود رجوی در زندان




یکی از فرازهای بسیار درخشان زندگی مسعود رجوی مربوط به دوران دستگیری، بازجویی و دفاعیات پرشورش در بیدادگاه شاه است. مسعود رجوی در آن جلسه نه ریاست دادگاه و هیأت نامنصف، که شاه را به محاکمه کشید ...
مسعود رجوی در اول شهریور ۱۳۵۰ به همراه دیگر اعضای سازمان دستگیر شد.  در این حادثه که پس از یک سلسله تعقیبهای گسترده توسط ساواک انجام شد، صددرصد مرکزیت و نود درصد از اعضاء دستگیر شدند.

طبق دستور و درخواست محمد حنیف‌نژاد قرار شد اعضای مرکزیت همه اتهامات را برعهده بگیرند تا اعضای جدیدالورود سازمان و هوادارانی که در جریان این ضربه دستگیر شده بودند، هر چه زودتر آزاد شوند. این کار البته به قیمت اعدام و افزایش شکنجه‌های وحشیانه ساواک روی اعضای مرکزیت سازمان انجام می‌شد.
مسعود رجوی در روز ۲۷ بهمن ۱۳۵۰ در دفاعیات خود ضمن توضیحی به‌منظور تبرئه افرادی که به‌خاطر هواداری از سازمان دستگیر شده بودند، با تهاجم به مقام امنیتی گفت:
اولا"- مهندس لطفعلی بهپور استادیار دانشگاه پهلوی برخلاف آنچه در کیفرخواست آمده در فلسطین دوره‌ای ندیده است. او با پاسپورت معمولی چهار الی پنج روز برای ترجمه مذاکرات ما به بیروت آمد. در بعضی از مذاکرات که سری بود، من خودم ترجمه می‌کردم و ایشان حضور نداشت.
ثانیاً- راجع به اسلحه و انبار مهمات که به‌طور رسمی در اجاره مهندس فیروزیان بود، در حقیقت ارتباطی با ایشان نداشت و متعلق بمن بود. من در این باره تقاضا کردم که ناصر صادق و محمد حنیف‌نژاد برای شهادت به دادگاه آورده شوند که راکد ماند.
ثالثاً- در مورد هواپیما و درخواست مجازاتی که دادستان در این باره، در مورد اعضای سازمان ما به‌عمل آورده است، این در هیچ قانونی نیست. به‌عنوان یک دانشجوی سابق حقوق، عرض می‌کنم که قانون عطف به‌ماسبق نمی‌شود و حرف دادستان بیمورد است.
رابعاً-در مورد این آقای مهندس محمد غَرَضی که به‌عنوان آخرین متهم در اینجا در کنارمان نشسته، باید بگویم که اولین بار است که ایشان را می‌بینم و نمی‌دانم ایشان چطور به کیفرخواست ما ربط داده شده است.
خامساً- در مورد اسلحه و مسلسل، قسمتی از گفته‌های مقام امنیتی ساواک که بیشتر مرا عصبانی کرد، راجع به ژست تبلیغاتی او در مورد بیرون بردن ارز مملکت توسط ما برای خرید اسلحه بود!
من ارز خارج کردم و مملکت را فروختم یا شما؟ این هتلها کاباره‌ها و کازینوها مال کیست؟ اگر خودش ندزدیده پس پدرش دزدیده. باری شما بهتر میدانید. ناصر صادق سوار موتور بود و من دوچرخه داشتم. این رولزرویسها را چه کسی سوار می‌شود؟ چه کسانی در بانکهای سوئیس پول رویهم انباشته می‌کنند؟ بعضی از مطبوعات حقایق را چاپ می‌کنند. در مجله آمریکایی NATION فتو کپی چکها چاپ شده است. آقای رئیس! کریستین دیور در پاریس لباسهای چه کسی را می‌دوزد؟ برای ضیافتهای شب از لاهه گل سفارش می‌دهند. مصرف کنیاک و شامپاین که از خارج برای وزارت‌خارجه سفارش داده می‌شود سر به کجا می‌زند؟ بعد می‌گویید که ما ارز مملکت را خارج کرده‌ایم؟
مسعود رجوی ردیف اول نفر وسط

مسعود رجوی افزود: آقای دادستان می‌گوید دادگاه علنی است. علنی یعنی این‌که وقتی در روزنامه‌ای گفته‌های آقای دادستان را چاپ می‌کنند جوابهای ما را هم کنار آن چاپ کنند نه این‌که از چند روز محاکمه چند سطر آنهم پر از غلط و دروغ بنویسند و بعد پز علنی بودن دادگاه را هم بدهند. غیر از اعضای درجه یک خانوادههایمان به تعداد محدود، و خبرنگاران خارجی و وکلای سوئیسی که به این دادگاه تحمیل شده‌اند، فقط کسانی حق ورود به این دادگاه را دارند که اجازه مخصوص از سازمان امنیت داشته باشند...
ادامه دارد ...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر