بعد از دفاعیات پر شور مسعود رجوی در بیدادگاه شاه و ولولهیی
که در بین دانشجویان ایجاد کرد دادگاه حکم اعدامش را صادر کرد. مسعود رجوی با دفاعیات و افشاگریهایش در دادگاه شاه را به محاکمه کشید و این ضربهای بود بر هیبت و قدرتی
که ساواک از شاه ساخته بود.
اما چرا اعدام نشد؟
وقتی دکتر کاظم رجوی خبر صدور حکم اعدام برادرش مسعود رجوی را شنید. یک کارزار جهانی برای نجات جان برادرش راه انداخت. چند روز بعد
وقتی کورت والدهایم دبیرکل ملل متحد به سویس رفت، دکتر کاظم از او
خواست که از شاه لغو حکم اعدام مجاهدین را بخواهد. والدهایم تلفنی
به دکتر کاظم رجوی خبر داد که به شاه تلفن زده و از او خواسته است که این حکم را
لغو کند. در همان روزها بهدرخواست دکتر کاظم، دانشجویان در پیرامون پیست اسکی
شاه، تراکتهایی را علیه اعدام زندانیان در ایران پخش کردند.
کمیسیونهای
بینالمللی حقوقدانان، شوراها، کلیساها، سازمانهای گوناگون دفاع از حقوقبشر و...
همه با نیروی دکتر کاظم، بهکار افتادند. با تلاشهای دکتر کاظم دو وکیل سوئیسی
برای دفاع از اعضای مرکزیت مجاهدین به ایران فرستاده شدند.
![]() |
| تلاشهای دکتر کاظم رجوی برای نجات مسعود رجوی از اعدام |
«ده
روز است که محکومیت به اعدام برادرم برای بار دوم تأیید شده و قطعیت یافته است. ده
روز است که بیش از پیش، وقتی زنگ در به صدا در میآید، وقتی تلفن زنگ میزند یا
کسی بهسادگی میپرسد «آیا اطلاع داری» دلم فرو میریزد. زیرا فکر میکنم که خبر
بد، خبر اعدام، خبر تیرباران، خبر سرنوشت را آوردهاند. دلم بهکار نمیچسبد. کم
کم زندگی و زیباییهایش را فراموش کردهام. ای کاش مرا میگرفتند و به جای برادر
جوانم زندانی میکردند»
... سرانجام در ۳۰فروردین سال ۵۱، در
اثر فعالیتهای پیگیر دکتر کاظم، حکم اعدام مسعود رجوی به حبس ابد تبدیل گردید.
با این حال مسعود رجوی نه تنها از حبس
ابد و اعدام نشدن استقبال نکرد که دست از افشاگری و رجزخوانی علیه شاه برنداشت.
«بهعنوان یک مجاهد ناچیز و به اقتضای وظیفه انقلابی و انضباط تشکیلاتی خود
را آماده کرده بودم تا ناچیزترین سرمایه خود یعنی جانم را به انقلاب این خلق بزرگ
هدیه کنم تا به این ترتیب پیرو صدیقی برای قهرمانان و رزمندگان بزرگواری باشم که
با جانبازی و نثار خون خود در ماههای اخیر ثابت کردند که خلق ما تصمیم قطعی را
برای نجات زندگیش از تباهی گرفته است تصمیمی که بر اساس آن هر خلقی از لحظهای که
مرگ را بر تسلیم مرجح میداند شکست ناپذیر شده و پیروزیش تضمین میگردد. اما بهدلیل
منافع مادی و تبلیغاتی دیکتاتوری حاکم مخصوصاً در خارج از ایران فعلاً از این
سعادت جاویدان محروم شدهام...»
![]() |
| کاظم رجوی با تصویر برادرش مسعود رجوی |
مسعود رجوی در قسمت دیگری از این پیام که در نشریه باختر امروز هم منتشر
گردید، ضمن افشای جوسازی و شایعات دشمن، با یادآوری جملهای از یک انقلابی بزرگ
گفت:
برای ما چه یک حزب، ارتش و یا فرد هر چه بیشتر مورد طعن و لعن و نسبتهای
ناروای دشمن واقع شویم مسأله این است که او را بیشتر خشمگین کردهایم، لیکن آنچه
در این لحظات مهم است تجدید عهد با شهدای بخون خفته که در آخرین دم لبهای تبدارشان
را بوسیده و صدای پرطنین قلبشان را شنیدهام و متفقاً سوگند خوردهایم:
![]() |
| انتشار نامه مسعود رجوی از زندان قزل قلعه ـ ۱۳۵۱ |
"تا پیروزی"
وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون.
و بهزودی ستمکاران خواهند دانست که چگونه آنها را در هم میشکنیم.
مسعود رجوی ـ ۳-۲-۱۳۵۱ زندان قزل قلعه



هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر